ذبيح الله صفا
801
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بكسب ادب و بعضى مقدمات علمى پرداخت و به قدر وسع از موسيقى و ادوار وقوف يافت و در خط نسخ مهارت بدست آورد و بشعر توجه كرد و آغاز مجالست با شاعران نمود و همهء اين حالها در حداثت سن برايش فراهم آمد و از همان اوان نيز بسرودن اشعار خود پرداخت و تخلص « عرفى » را از همان زمان اختيار نمود . عبد النبى فخر الزمانى از قول شمس الانام شيرازى ، خالوى عرفى ، گفته است كه جمال الدين « در اول جوانى بوادى شعر گفتن افتاده هرچه ازو سرمىزد خالى از رتبهيى نبود ، ياران اهل شيراز به او عرفى تخلص دادند . . . چون سال عمرش به بيست رسيد آبلهء سرشارى برآورد ، بعد از اشتداد و استخلاص از آن الم تغييرى در چهرهء او بهم رسيد چنانچه ( - چنان كه ) هركس كه او را مىديد ازو تنفر مىكرد » . اين همان بلاييست كه طرحى شيرازى ، دوست و هممحفل عرفى آن را « آبلهء فرنگ » ناميده و در حاشيهء صحيفهء پيشين ديدهايم . خالوى عرفى سبب بيرون رفتن عرفى را از شيراز همين زشتى عارضى وى دانسته و گفته است كه او سخت ازين امر آزردهخاطر بود و از غرورى كه در سر داشت از وطن خارج شد و بهندوستان روى نهاد . عرفى تا سال 989 يعنى تا بيست و شش سالگى را در زادگاه خويش گذرانيد و درين فاصله در شاعرى سرآمده و در شهر و ديار خود شهرتى بهم رسانده و با شاعران مراوده يافته بود . يكى از محفلهاى ادبى شيراز كه عرفى در آن حضور مىيافت دكان طراحى مير محمود طرحى شيرازى ( م 996 ه ) كه محل اجتماع شعراى مقرر آن زمان بود از قبيل غيرتى شيرازى ، عرفى شيرازى ، عارف لاهيجى ، قيدى شيرازى ، قدرى شيرازى ، حسين كاشى مورخ ، مير ابو تراب محروم رازى ، تقياى ششترى ، رضا كاشى بود و تقى الدين اوحدى بليانى كه دوران جوانى را در شيراز مىگذرانيد در آن محفل حضور داشت و طبعا طرحى شيرازى هم كه خود شاعرى معروف در شهر خود بود در اين محفل حضور داشت . در همين محفل بود كه عرفى از ديوان امير خسرو